رسالهٴ كبير در دو باب است، هر باب شامل 20 فصل. باب اول دربارهٴ معالجات ساده است، يعني معالجاتي كه مستلزم جراحي يا برداشتن قسمتي از بدن نيست (زخمها، شكستگيها، دررفتگيها)؛ معالجات پيچيده (مانند برخي زخمها، زخم معده)؛ معالجهٴ لازم براي دستهٴ اول متصل كردن قسمت جداشده است، و براي قسمت دوم احياي قسمت فاسدشده. باب دوم از اقسام مختلف موضوعهاي ديگر بحث ميكند: بيماريهاي چشم، پوليپ بيني، بيماريهاي لب، دهان و گلو، دندانسازي، گوشدرد، باد سرخ، ورم مفاصل، سرطان، خيارك، استسقا، فتق، اخته كردن، زگيل، بواسير، سنگ مثانه و برداشتن آن و غيره.
برونو طريقهٴ معالجهٴ خشك جراحتها را (در برابر طريقهٴ چركي) پيشنهاد كرد و از معالجه با نظر اوليه، و نظر ثانوي سخن گفت (فصل 2 از باب اول).
رسالهٴ كبير را هلالبن سمويل (وفات: حدود 1295)، در اندكمدتي، به عبري ترجمه كرد.
گيللموي ساليچتويي1
پزشك و جراح ايتاليايي، بزرگترين جراح عصر خويش. در حدود 1210، در ساليچتو نزديك پياچنزا زاده شد، به تحصيل پزشكي پرداخت و در بولونيا تدريس كرد؛ در 1275، پزشك رسمي شهر ورونا بود؛ در حدود 1280، يا بعد از آن، درگذشت.
او در حدود 1271، در بولونيا به نوشتن رسالهٴ جراحي پرداخت و در 1275، در ورونا آن را به پايان رساند. بعداً
رسالهاي در كليات طب نوشت2. ظاهراً پس از اتمام اين رساله تحرير بهتري از
رسالهٴ جراحي فراهم ساخت. لانفرانچي شاگرد او بود.
رسالهٴ جراحي به يك جراح بولونيايي به نام بونودل گاربو (وفات: 1327) اهدا شده است.
اين رساله در پنج باب است: باب اول از موضوعهاي متعددي بحث ميكند (تقريباً شبيه موضوعهايي كه در باب دوم رسالهٴ كبير برونو مورد بحث قرار گرفته)؛ باب دوم دربارهٴ آسيبها و كوفتگيهاي قسمتهاي مختلف بدن است؛ باب سوم دربارهٴ شكستگيها و دررفتگيهاست؛ باب چهارم دربارهٴ كالبدشناسي از نظر جراحي است. اين نخستين كوشش براي نوشتن كتابي دربارهٴ كالبدشناسي موضعي بود. اين باب براساس كالبدشكافي انسان نيست، بلكه بيشتر از مآخذ لاتيني سابق اقتباس شده است؛ با اين همه، هر كس كه به كار جراحي اشتغال داشته باشد ناگزير داراي برخي تجربهها و مشاهدات عيني ميشود، و اين مطلب در رسالهٴ جراحي هم به چشم ميخورد (از قبيل اشاره به اندامهاي درون سينهٴ يك مرد مجروح). در مورد خونگرفتن